مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 10 اسفند 1386 ساعت 12:57 PM

مجریان صدا و سیما را دیده­اید که معمولاً لبخند شیرینی روی لب دارند و با مدل خاص و خیلی مؤدب صحبت می­کنند. شاید بندرت آدم یک جمله یه خرده سبک ازشون بشنوه و الا اغلب سطح جملات و مطالب مورد بحث طوری تنظیم میشه که عموما ًهمه اون مطالب را عقلانی و درست می­دانند. بعضی وقتها مجری خودش میخنده و مردم را هم دعوت به نشاط، خدمت، میهن پرستی، عدالت، صداقت و... میکنه.

وقتی آدم یه پلان عقبتر برمی­گرده ( یعنی قبل کلمه «action» )، یا یه پلان جلوتر میره (یعنی بعد کلمه «cut») شاید رفتار و صحبتهایی از همون مجری میبینه که خیلی متفاوت از چیزهایی که روی صحنه از همون مجری دیده یا شنیده. بقول معروف رل مجری­گری یک چیزه و خصوصیات فردی چیز دیگری است. چه بسا مجری مجبوره درستی چیزی را اثبات کنه که خودش خیلی به اون اعتماد نداره. این مورد درباره بازیگران صورت گسترده­تری به خودش میگیره. باید در فیلمی شخصیتی منفی را بازی کنه و در فیلم دیگر، نقشی کاملاً متفاوت برعهده اوست.

این مسئله کاملاً جاافتاده شده است که رل یا نقش افراد صدا و سیمایی غیر از خود اونهاست. شنیده­ام که چاپلین خودش اصلاً آدم بذله گو و خوشحالی نبود ولی فیلمهاش اغلب برای خندوندن مردمه.

القصه بقول بعضیها: نقش عارض بر ذات است (نقش ذاتی آنها نیست).

حکایت نماز  و قرآن خوندن ما هم انگار یه همچو چیزیه. حالی در نماز، حالی در قرائت، حالی در داد و ستد با مردم، حالی پیش بر و بچه­های هیئتی، حالی پیش همکاران و..................

واقعا ما کی هستیم؟

چطور میشه که مثلاً نماز خوندن ما اثرشو رو تجارتمون نمی­گذاره! یا مدیریت ما سبک عمرسعد و یزیده اما برای امام حسین علیه السلام گریه می­کنیم؟ آدم چه جوری میتونه اینقدر قشنگ مرزها را رعایت کنه؟ ادب در جلسه اخلاق، معنویت در مسجد و هیئت، خشونت در کار، رندی و زرنگی در تجارت، پیچوندن در اداره، مردمی بودن در سخنرانی و......

خدایا خود پراکنده­مان را از ما بگیر و تو خود خود باش.­

خدایا سر هزار سودای ما را بیسودا  و تن ما را بی­سر کن مگر سودای تو و سر در آستان قدس تو.

یا جامع الشمل و یا اله العالمین.

سبحانک.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo