سلام
یه مدتی دوره آموزش نظامی حقیر شروع شده است و لذا فرصت نگارش و از آن مهمتر متاسفانه فرصت استفاده از بیانات دوستان را ندارم. به بزرگی خودتون ببخشید.
خبردار
الله
سپاس سردار
![]() |
![]() |
![]() |
سلام
یه مدتی دوره آموزش نظامی حقیر شروع شده است و لذا فرصت نگارش و از آن مهمتر متاسفانه فرصت استفاده از بیانات دوستان را ندارم. به بزرگی خودتون ببخشید.
خبردار
الله
سپاس سردار
الف
به مسلمانان وعده داده شده است که به یکی از دو پیروزی نائل خواهند شد: مقاتله با دشمن نامدار، تصرف مال التجاره قریش (مطابق یا آیه 7 سوره مبارکه انفال).
کدام وعده را میپسندیم؟
نظرات مختلف است.
شاید کسی مانند شیخین بگویند: یا رسول اللَّه این لشکر، لشکر قریش است، همان قریش متکبر که تا بوده کافر بودهاند، و تا بوده با عزت و قدرت زندگى کردهاند، علاوه، ما از مدینه که بیرون شدیم براى جنگ بیرون نشدیم، و از نظر قوا و اسلحه آمادگى نداریم. و در حدیث ابى حمزه دارد که وى گفت: من این راه را بلدم، عدى (بطورى که مىگوید) در فلان جا قافله قریش را دیده، اگر این قافله راه خود را پیش گیرند ما نیز راه خود را پیش گیریم درست بر سر چاه بدر به یکدیگر مىرسیم. که حضرت قولش را نپسندید و فرمود: بنشین، و او نشست.
یا مانند برخی مهاجران مؤمن حضرتش عرض کنند: یا رسول اللَّه این لشکر، لشکر قریش متکبر است، و لیکن ما به تو ایمان آورده و تو را تصدیق نمودهایم، و شهادت دادهایم بر اینکه آنچه که تو آوردهاى حق است، به خدا سوگند اگر بفرمایى تا در زبانههاى آتش پر دوام چوب درخت غضا برویم و یا در انبوه تیغ هراس درآییم درمىآییم و تو را تنها نمىگذاریم، و ما آنچه را که بنى اسرائیل در جواب موسى گفتند که:" تو و پروردگارت بروید ما اینجا نشستهایم" در جوابت بر زبان نمىآوریم، بلکه مىگوییم: آنجا که پروردگارت امر کرده برو ما نیز همراه تو مىآییم، و در رکابت مىجنگیم، رسول خدا (ص) در مقابل این گفتارش جزاى خیرش داد.
و یا مانند آن انصار جان و دلباخته عرضه دارند: پدر و مادرم به قربانت اى رسول خدا! ما به تو ایمان آوردیم، و تو را تصدیق کردیم، و شهادت دادیم بر اینکه آنچه بیاورى حق و از ناحیه خدا است، بنا بر این به آنچه که مىخواهى امر کن (تا با دل و جان امتثال کنیم) و آنچه که مىخواهى از اموال بگیر و هر قدر مىخواهى براى ما بگذار، به خدا سوگند اگر دستور دهى تا در این دریا فرو شویم امتثال نموده و تنهایت نمىگذاریم، و از خدا امیدواریم که از ما به تو رفتارى نشان دهد که مایه روشنى دیدگانت باشد، پس بى درنگ ما را حرکت بده که برکت خدا همراه ما است.
اگر بخواهیم ریاضیوار قدرت نظامی را محاسبه کنیم و موازنه سود و زیان راه بیاندازیم، خطاب سنگین «بنشین» را از حضرت عالم پناه رسول اکرم (ص) خواهیم شنید. و چه سنگین است: «بنشین».
خدایا وقتی بارقهها و تلألؤ دنیا اینگونه چشمها را خیره میکند، انسان را مألوه و واله میکند، چه امیدی به راست فکری ما در عصر ظهور حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) میتوان داشت؟!
ب
امر رسول خدا (ص) همان اوامر تشریعی حضرت ربالعالمین است. اوامر تکوینی خداوند تبارک و تعالی که بصورت «کن فیکون» اجرا میشود یعنی کلمه الله «کن» مساوی ایجاد شیء است. ولی اوامر تشریعی در قالب آئین و مذهب و کلمات حضرت رسول اکرم (ص) به ما اعلام میشود. گویا حضرت حق اجازه فرموده است تحقق کلمات تشریعیاش بواسطه بندگانش درگاهش تحقق پذیرد. (وَ یُرِیدُ اللَّهُ أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَ یَقْطَعَ دابِرَ الْکافِرِین /انفال*7)
ج
مسلمین استغاثه به خداوند متعال نمودند و او تعالی برای امداد، بشارت و اطمینان قلبی آنان، هزار ملائکه را به یاری آنان گسیل داشت. آنچه موجب نزول این ملائکه شد، چیزی نبود جز: 1. ایمان اوّلیّه مؤمنین به امر تشریعی حضرت رسول اکرم (ص) 2. استغاثه به درگاه خداوندی.
اگر انسان در بدو تصمیم و در حین اجرای کار مرضی حق یگانه اتکاء و اتکالش حضرت حق بود، پیروزی با اوست.
د
آیا ملائکه جنگیدند؟ بشهادت آیه 12 همین سوره و اسناد تاریخی که بیشتر کشتهشدگان بدست حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و بقیه نیز هر کدام توسط اشخاص معینی از مسلمین کشته شدند و جمع مقتولین کفار نیز 70 نفر بیشتر نبود، معلوم میشود که حضور ملائکه فقط برای تثبیت قلوب مؤمنین بود. پس اگر کسی مؤمن بود (مانند سعد بن معاذ)، اگر هم در امر ایفای وظیفه مشکلی بود، با استغاثه به محضر حضرت حق و امداد او حل خواهد شد.
ه
عامل پیروزی چه بود؟
الف- ایمان قلبی ب- امداد ملائکه ج- استغاثه با ذکر و اوراد د- هیچکدام
...
...
...
...
وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّه
فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُم
وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللَّهَ رَمى
و
از جمله امدادهای الهی در جنگ بدر: { إِذْ یُغَشِّیکُمُ النُّعاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَ یُنَزِّلُ عَلَیْکُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِیُطَهِّرَکُمْ بِهِ وَ یُذْهِبَ عَنْکُمْ رِجْزَ الشَّیْطانِ وَ لِیَرْبِطَ عَلى قُلُوبِکُمْ وَ یُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدامَ (11) إِذْ یُوحی رَبُّکَ إِلَى الْمَلائِکَةِ أَنِّی مَعَکُمْ فَثَبِّتُوا الَّذینَ آمَنُوا سَأُلْقی فی قُلُوبِ الَّذینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْناقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ کُلَّ بَنانٍ (12)}
خوابی سبک که خستگی و اضطراب را فرو نشاند، آبی پاک که طهارت را امکانپذیر سازد، ربط قلوب، تثبیت اقدام، القاء رعب در قلب کفار، تشجیع مسلمین با این دستور که: درست کله و یا دست و پایشان را بزنید (یعنی موقع ضربه زدن چنان بجنگید که آنها در دستتان گرفتارند و قهر و غلبه با شماست) همگی مثالهایی از امداد خفیه و آشکار خداوند بود. بعبارت دیگر اگر انسان توانست متوکلانه و مستغیثانه قدم پیش بگذارد خدا با دل انسان کار میکند. یا مقلب القلوب و الابصار و یا محول الحول و الاحوال.
وَ إِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذِینَ کَفَرُواْ لِیُثْبِتُوکَ أَوْ یَقْتُلُوکَ أَوْ یخُْرِجُوکَ وَ یَمْکُرُونَ وَ یَمْکُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیرُْ الْمَکِرِینَ(30)
آنچه از آیه 30 سوره مبارکه انفال برمیآید، خداوند با مکر خویش کفار مکار را گیج و منگ کرد. طوریکه دیگر نتوانند عزیز العالمین محمد مصطفی صلی الله علیه و آله را مورد ترور قرار دهند. وقتی انسان میشنود که خدا میگوید من نیز مکر میکنم، علاقمند میشود ببیسند مکر خدا چگونه است؟ از چه ابزاری استفاده میکند؟
به ماجرای لیله المبیت برگردیم:
در شب چهارم یعنی زمانی پیامبر اکرم ص هجرت را آغاز نمود که مشکران مأیوس از یافتن او، سه شبانه روز تلاش بی ثمر و خسته و در خواب بودند. نجات پیامبر نه با معجزات آنچنانی و جادو و جنبل که بسیار معمولی بود. یعنی زندگی در جریان بود ولی چینش وقایع چنان برای کفار ملهم شد که بجای راهیابی بر حیرتشان افزود. این کارها همه از ناحیه پیامبر اکرم ص بود. ولی خداوند آنها را مستند به خود میداند و این سیستم مکر را کار خودش میداند.
اگر با دید لامؤثر فی الوجود الا الله، و لا حول و لا قوه الا بالله ، و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی نگاه کنیم همهاش کار خدا بود. ولی اگر با نگاه دنیا بین خویش به تحلیل بنشینیم، خواهیم گفت:
پیامبر با ترفند خودش از دست کفار نجات یافت!
فَکِیدُونىِ جَمِیعًا ثُمَّ لَا تُنظِرُونِ (55) إِنىِّ تَوَکلَّْتُ عَلىَ اللَّهِ رَبىِّ وَ رَبِّکمُ مَّا مِن دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ ءَاخِذُ بِنَاصِیَتهَِا إِنَّ رَبىِّ عَلىَ صِرَطٍ مُّسْتَقِیمٍ(56) فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقَدْ أَبْلَغْتُکمُ مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَیْکمُْ وَ یَسْتَخْلِفُ رَبىِّ قَوْمًا غَیرَْکمُْ وَ لَا تَضُرُّونَهُ شَیًْا إِنَّ رَبىِّ عَلىَ کلُِّ شىَْءٍ حَفِیظٌ(57)
حضرت هود علی نبینا و علیه السلام در راه ایفای وظیفه الهی خود چنان دل پرتوان و شجاعی دارد که یک تنه در مقابل کفار میایستد و میفرماید: همه شما جمع شوید و علیه من توطئه کنید و اصلاًً مراعات مرا نکنید. وقتی من به خدایی توکل کردهام که رب من و رب شماست و هیچ جنبندهای در عالم نیست مگر اینکه در گرو ید قدرت اوست،هر چه میخواهید بر علیه من انجام دهید. وقتی خداوندگار من نگهدار من است، شما چکارهاید؟ اومیتواند قوم شما را که به این جمعیت بی جماعتتان سخت مینازید، نابود سازد و قوم دیگری را بجای شما پدید آورد در حالیکه هیچ آسیب و ضرری به او نمیرسد.
شاید برای امثال بنده که حتی در عمل به وازین حق نیز منتظر تأیید دیگران هستم و میخواهم در ازای عمل به حق حتماً تشویق شوم و قدر و ارجم بالاتر رود، قابل فهم نباشد ک پشت گرمی به خداوند متعال رب العالمین انسان را به چه مرتبهای ارتقاء میدهد که ترس را در مقابل چشمانش به دار میآویزند. ولی او قهقههای نثار کینه توزان آلوده مردار دنیا سر میدهد و میگوید: علیه من اصلاً کم نگذارید. او پشت و پناه من است.
اگرکلّ عالم کافر به اوتعالی باشند، هود مؤمن به الله است و ذرهای در توکلش کاستی نمیگیرد. او خود را وقف وظیفه رسالت نموده است. نه با کسی غرض شخصی دارد و نه چیزی. آنچه میگوید مبتنی بر وظیفه رسالت است.
در باب دهم از کتاب شریف کلیات حدیث قدسی در ضمن حدیث قدسی خطاب به حضرت عیسی مسیح علیه السلام آمده است: «یَا عِیسَى کَمْ أُطِیلُ النَّظَرَ وَ أُحْسِنُ الطَّلَبَ وَ الْقَوْمُ فِی غَفْلَةٍ لَا یَرْجِعُونَ تَخْرُجُ الْکَلِمَةُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ لَا تَعِیهَا قُلُوبُهُمْ یَتَعَرَّضُونَ لِمَقْتِی وَ یَتَحَبَّبُونَ إِلَى الْمُؤْمِنِین»
(در بعض نسخ: « یَتَحَبَّبُونَ بِقُرْبِی إِلَى الْمُؤْمِنِین» آمده است)
(ای عیسی چقدر چشم به راه باشم و حسن طلب نشان دهم و مردم غافلانه بسویم بازنگردند. کلامی از دهانشان خارج میشود که در دلشان جایی ندارد. متعرض خشم من میشوند ولی با بندگان با محبت رفتار میکنند.)
خدایا
به حرمت ما شیطان را امر به سجده نمودی و او سجده نکرد. و ما نه تو را، که شیطان را ولیّ خویش قرار دادیم!
تو ما را بر دیگران برتری دادی و ما دیگران را بر تو!
تو به انزال مکرر و سابغ نعمات حسن طلب نشان دادی و ما با عصیان مکرر خود، دلزدگی و لجاجتمان را ثابت کردیم!
تو عزیزترین کسان خود را برای هدایت ما فرستادی و ما بر غفلت عمیق خود پافشارتر!
تو ما را خواندی و ما را به قرآن خود مخاطب ساختی وما همه را خواندیم غیر تو!
تو را در آستان کلام پرستیدیم و تو در بارگاه دل منتظرمان بودی!
تو ما را در گوشهای از عدم پیدا کردی و ما را به یاد آوردی و ما تو را که از گردن نزدیکترمان بودی نیافتیم!
تو بی نیازانه ما را جستی و ما نیازمندانه تو را نجستیم!
و...
لو علم المدبرون کیف اشتیاقی بهم لماتوا شوقاً
یا رب محمد و علی
یا رب فاطمه
علیهم السلام
تفسیر نمونه، ج18، ص: 116-126
قُلْ إِنَّ رَبِّی یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ یَقْدِرُ لَهُ
بگو پروردگار من روزى را براى هر کس از بندگانش بخواهد گسترده یا محدود مىکند
وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ
آنچه را در راه خدا انفاق کنید خداوند جاى آن را پر مىکند و او بهترین روزى دهندگان است
جمله" فَهُوَ یُخْلِفُهُ": (او جایش را پر مىکند) تعبیر جالبى است که نشان مىدهد آنچه در راه خدا انفاق گردد در حقیقت یک تجارت پر سود است، چرا که خداوند عوض آن را بر عهده گرفته، و مىدانیم هنگامى که شخص کریمى عوض چیزى را بر عهده مىگیرد رعایت برابرى و مساوات نمىکند بلکه چند برابر و گاه صد چندان مىکند. البته این وعده الهى منحصر به آخرت و سراى دیگر نیست. آنچه در جاى خود مسلم است، در دنیا نیز با انواع برکات جاى انفاقها را به نحو احسن پر مىکند.
جمله" هُوَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ" (او بهترین روزى دهندگان است) معناى گستردهاى دارد و از ابعاد مختلف قابل دقت است.
او از همه روزى دهندگان بهتر است به خاطر اینکه مىداند چه چیز ببخشد و چه اندازه روزى دهد که مایه فساد و تباهى نگردد، چرا که به همه چیز عالم است. او هر چه بخواهد مىتواند اعطاء کند چرا که به هر چیز قادر است.
او در برابر آنچه مىبخشد پاداش و جزائى نمىخواهد چرا که غنى بالذات است.
او حتى بدون درخواست مىدهد چرا که از همه چیز با خبر است و حکیم است.
بلکه در حقیقت هیچکس جز او «روزى دهنده» نیست، چرا که هر کس هر چه دارد از او است و هر کس چیزى به دیگرى مىدهد «واسطه انتقال روزى» است، نه روزى دهنده. این نکته نیز قابل دقت است که او در برابر اموال «فانى» نعمتهاى «باقى» مىدهد، و در مقابل «قلیل»، «کثیر» مىبخشد.
...
نکتهها:
1. انفاق مایه فزونى است نه کمبود
تعبیرى که در آیات فوق در مورد انفاق خواندیم که فرمود هر چیزى را که در راه خدا انفاق کنید خداوند جاى آن را پر مىکند تعبیرى است بسیار پر معنى.
اولا: از این نظر که" شىء" به معنى وسیع کلمه، تمام انواع انفاقها را اعم از مادى و معنوى، کوچک و بزرگ، به هر انسان نیازمند اعم از صغیر و کبیر، همه را شامل مىشود، مهم اینست که انسان از سرمایههاى موجود خود در راه خدا ببخشد به هر کیفیت و به هر کمیت باشد.
ثانیا: انفاق را از مفهوم فنا بیرون مىآورد، و رنگ بقا به آن مىدهد، چرا که خداوند تضمین کرده با مواهب مادى و معنوى خود که چندین برابر و گاه هزاران برابر- و حد اقل ده برابر است- جاى آن را پر کند، و به این ترتیب شخص انفاق کننده هنگامى که با این روحیه و این عقیده به میدان مىآید دست و دلبازترى خواهد داشت، او هرگز احساس کمبود و فکر فقر به مغز خود راه نمىدهد، بلکه خدا را شکر مىگوید که او را موفق به چنین تجارت پرسودى کرده است.
همان تعبیرى که قرآن مجید در آیه 10 و 11 سوره صف فرموده است یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلى تِجارَةٍ تُنْجِیکُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِیمٍ- تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ:" اى کسانى که ایمان آوردهاید آیا شما را به تجارت پرسودى که از عذاب دردناک رهائیتان مىبخشد راهنمایى بنمایم؟- ایمان به خدا و پیامبرش بیاورید و در راه خدا با اموال و جانهایتان جهاد کنید این براى شما بهتر است اگر مىدانستید".
در روایتى از پیغمبر گرامى اسلام مىخوانیم که فرمود:
ینادى مناد کل لیلة لدوا للموت! و ینادى مناد ابنوا للخراب! و ینادى مناد اللهم هب للمنفق خلفا. و ینادى مناد اللهم هب للممسک تلفا! و ینادى مناد لیت الناس لم یخلقوا. و ینادى مناد لیتهم اذ خلقوا فکروا فیما له خلقوا!:
در هر شب منادى آسمانى ندا مىدهد بزائید براى مردن! و منادى دیگرى ندا مىدهد بنا کنید براى ویرانى! و منادى ندا مىدهد خداوندا! براى آنها که انفاق مىکنند عوضى قرار ده. و منادى دیگرى ندا مىکند خداوندا! براى آنها که امساک مىکنند تلفى قرار ده! و منادى دیگرى مىگوید: اى کاش مردم آفریده نمىشدند! و منادى دیگرى صدا مىزند اى کاش اکنون که آفریده شدند، اندیشه مىکردند که براى چه آفریده شدهاند. (منظور از این منادیها که ندا مىدهند فرشتگانند که به فرمان خدا تدبیر امور این عالم مىکنند)
در حدیث دیگرى از آن حضرت مىخوانیم:
من ایقن بالخلف سخت نفسه بالنفقه (کسى که یقین به عوض و جانشین داشته باشد در انفاق کردن سخاوتمند خواهد بود). همین معنى از امام باقر ع و امام صادق ع نیز نقل شده است.
اما مساله مهم اینست که انفاق از اموال حلال و مشروع باشد که خدا غیر آن را قبول نمىکند و برکت نمىدهد.
لذا در حدیثى از امام صادق ع مىخوانیم: شخصى خدمتش عرض کرد دو آیه در قرآن است که هر چه من به سراغ آن مىروم آن را نمىیابم (و به محتواى آن نمىرسم).
امام فرمود کدام آیه است. عرض کرد نخست این سخن خداوند بزرگ است که مىگوید: ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ:" مرا بخوانید تا دعاى شما را مستجاب کنم" من خدا را مىخوانم اما دعایم مستجاب نمىشود! فرمود: آیا فکر مىکنى خداوند عز و جل وعده خود را تخلف کرده؟
عرض کرد نه.
فرمود پس علت آن چیست؟
عرض کرد نمىدانم.
فرمود ولى من به تو خبر مىدهم:
من اطاع اللَّه عز و جل فیما امره من دعائه من جهة الدعاء اجابه (کسى که اطاعت خداوند متعال کند در آنچه امر به دعا کرده و جهت دعا را در آن رعایت کند اجابت خواهد کرد)
عرض کرد: جهت دعا چیست؟ فرمود نخست حمد خدا مىکنى، و نعمت او را یادآور مىشوى، سپس شکر مىکنى بعد درود بر پیامبر ص مىفرستى، سپس گناهانت را به خاطر مىآورى اقرار مىکنى و از آنها به خدا پناه مىبرى، و توبه مىنمایى، اینست جهت دعا! سپس فرمود: آیه دیگر کدام است؟
عرض کرد: این آیه است که مىفرماید: وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ اما من در راه خدا انفاق مىکنم ولى چیزى که جاى آن را پر کند عائد من نمىشود! امام ع فرمود: فکر مىکنى خداوند از وعده خود تخلف کرده؟!
عرض کرد: نه.
فرمود: پس چرا چنین است؟
عرض کرد نمىدانم.
فرمود: لو ان احدکم اکتسب المال من حله، و انفقه فى حله، لم ینفق درهما الا اخلف علیه (اگر کسى از شما مال حلالى به دست آورد و در راه حلال انفاق کند هیچ درهمى را انفاق نمىکند مگر اینکه خدا عوضش را به او مىدهد)
2. اموال خود را بیمه الهى کنید:
یکى از مفسران در اینجا تحلیل جالبى دارد مىگوید:
عجب این است که تاجر هنگامى که بداند یکى از اموالش در معرض تلف است حاضر است آن را حتى به صورت نسیه بفروشد، هر چند طرف فقیر باشد، مىگوید: این بهتر از این است که بگذارم و نابود شود.
و اگر تاجرى در چنین شرایطى اقدام به فروش اموالش نکند تا نابود شود او را" خطا کار" مىشمرند! و اگر در چنین شرائطى خریدار سرمایهدارى پیدا شود و به او نفروشد او را" بىعقل" معرفى مىکنند.
و اگر علاوه بر همه اینها خریدار با داشتن تمکن مالى همه گونه وثیقه بسپارد و سند قابل اطمینانى نیز بنویسد در عین حال به او نفروشد" دیوانه" اش مىخوانند! ولى تعجب در این است که همه ما این کارها را انجام مىدهیم و هیچکس آن را جنون نمىشمرد! زیرا تمام اموال ما قطعا در معرض زوال است و خواه ناخواه از دست ما بیرون خواهد رفت، و انفاق کردن در راه خدا یک نوع وام دادن به او است، و ضامنى بسیار معتبر یعنى خداوند بزرگ فرموده: وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ:" هر چه را انفاق کنید عوضش را مىدهد" و در عین حال املاک خود را نزد ما گروگان گذاشته، چرا که هر چه در دست انسان است عاریتى از ناحیه اوست (و محکمترین سندها از کتب آسمانى در این زمینه در اختیار ما نهاده).
اما با همه اینها بسیارى از ما اموال خود را انفاق نمىکنیم و مىگذاریم از دستمان برود، نه اجرى داریم و نه شکرى.
3. وسعت مفهوم" انفاق"
براى اینکه بدانیم مفهوم" انفاق" تا چه حد در اسلام گسترده است کافى است حدیث زیر را مورد توجه قرار دهیم:
پیغمبر گرامى اسلام ص فرمود: «کل معروف صدقه، و ما انفق الرجل على نفسه و اهله کتب له صدقة، و ما وقى به الرجل عرضه فهو صدقة، و ما انفق الرجل من نفقة فعلى اللَّه خلفها، الا ما کان من نفقه فى بنیان او معصیة»
ترجمه: هر کار نیکى به هر صورت باشد صدقه و انفاق در راه خدا محسوب مىشود (و منحصر به انفاقهاى مالى نیست). و هر چه انسان براى حوائج زندگى خود و خانواده خود صرف مىکند صدقه نوشته مىشود. و آنچه را که انسان آبروى خود را با آن حفظ مىکند صدقه محسوب مىگردد. و آنچه را انسان در راه خدا انفاق مىکند عوض آن را به او خواهد داد مگر چیزى که صرف بنا شود (همچون بناى خانه!) یا در راه معصیت صرف گردد. (استثناء خانه ممکن است از این نظر باشد که عین آن باقى است به علاوه مردم بیشترین توجهشان به آن است)
فیلم فتنه (fitna)
http://www.youtube.com/watch?v=
5kcev1K-NOc
فیلم ابتدا با شمارش معکوس از 15 دقیقه شروع می شود که در واقع کل مدت فیلم است. این شمارش در سمت راست فیلم و در سمت چپ کاریکاتور پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله و لعن الله علی اعدائه) دیده میشود که بر روی سر کارتون، یک فتیله بمب روشن و در حال سوختن است.
سپس آیه 60 سوره انفال (وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ {ترجمه: و آماده کنید براى (کار زار با) ایشان هر چه را مىتوانید از نیرو و از اسبان بسته شده که بترسانید با آن دشمن خدا و دشمن خود را و دیگران را از غیر ایشان که شما آنان را نمىشناسید و خدا مىشناسد}) بصورت ترتیل آورده شده و در صحنه بعد چگونگی اصابت هواپیمای مسافربری به یکی از برجهای تجاری نشان داده میشود. همزمان مکالمه خانمی با فرد دیگر پخش میگردد که در حال احواپرسی بود ولی ناگهان خبر از سوخته شدنش میدهد. و نیز ترس و واهمه و فرار مردم اطراف برج.
جملهای از مکالمه بین دو نفر ناشناس که: بمب را در محل مورد نظر (قطار) مستقر کردم پخش میشود و سپس صدای 2 انفجار، فریاد مردم، آتش و دود. سپس قطعه کوچکی از سخنان یک عالم سنی نمایش داده شده که میگوید خداوند خشنود است وقتی غیرمسلمانان کشته میشوند (Allah is happy). سخنران دیگر از اهمیت نابود کردن کفار (infidels) و مشرکین (polythesis) سخن میگوید و دعا میکند که همه دشمنان خدا و دشمنان دین نابود گردند. و سپس صحنههای دلخراشی از آسیب دیدگان بمبگذاری نشان داده شده است. سوختگی صورت و پا و صف کشتگان.
تلاوت ترتیل سوره نساء آیه 56: إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ بَِایَتِنَا سَوْفَ نُصْلِیهِمْ نَارًا کلَُّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُم بَدَّلْنَهُمْ جُلُودًا غَیرَْهَا لِیَذُوقُواْ الْعَذَابَ إِنَّ اللَّهَ کاَنَ عَزِیزًا حَکِیمًا(56) {ترجمه: محققا کسانى که به آیات ما کفر ورزیدند به زودى داخل آتششان مىکنیم که هر نوبت پوستشان چروک شود پوستى دیگر بر تنشان مىکشیم، تا عذاب را هم چنان بچشند، که خدا مقتدرى است شکست ناپذیر، و در عین حال حکیم}
بعد سخنرانی که میگوید: اگر محمد به امتش دستور دهد این یهودی پشت سر مرا بکشید (همزمان شمشیری هم در دست دارد)، ما سر او را قطع میکنیم. در این لحظه شمشیر از نیام بیرون میکشد و ندای الله اکبر سخنران و حاضرین صحنه را پر میکند. الله اکبر، الله اکبر، الجهاد فی سبیل الله، الجهاد فی سبیل الله.
مصاحبه با کودک خردسالی که یهودیان را دوست ندارد چون آنها را برایش میمون و خوک معرفی کردهاند. و اذعان میدارد که این مطلب در قرآن آمده و او از قرآن یادگرفته است. سپس صحنه کشیده شدن یک انسان لخت بر روی زمین و همزمان صحنه ای از انفجار مهیب که اتوبوس و خودروهای اطرافی را متلاشی کرده است. و سخنرانی که میگوید یهودیان باید ذبح شوند. و کودکان اسرائیلی که در حال تمرینات نظامی هستند. و پلاکاردهایی که توسط افراد نقاب به چهره نمایش داده شدهاند با عنوانهای: برای هولوکاست واقعی آماده باشید، خدا هیتلر را رحمت کند.
صحنهای از سان نیروهای چریکی با نقاب سیاه رنگ که همانند هیتلر یک دست را بالا گرفتهاند و نوجوانان بسیجی ایرانی که پشت سر روحانیون در صفهای متعدد ایستاده و دست را به همان نحو بالا گرفتهاند.
تلاوت ترتیل سوره 47 آیه 4: فَإِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُواْ فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتىَّ إِذَا أَثخَْنتُمُوهُمْ فَشُدُّواْ الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنَّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِدَاءً حَتىَ تَضَعَ الحَْرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِکَ وَ لَوْ یَشَاءُ اللَّهُ لاَنتَصَرَ مِنهُْمْ وَ لَکِن لِّیَبْلُوَاْ بَعْضَکُم بِبَعْضٍ وَ الَّذِینَ قُتِلُواْ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ فَلَن یُضِلَّ أَعْمَلَهُمْ {ترجمه: پس چون با کافران [در کارزار] روبرو شدید، گردنها [شان] را بزنید تا آنگاه که [با کشتنشان] بر آنها چیره شوید پس [اسیر گیرید و] بند را استوار کنید- تا نگریزند- آنگاه یا منّت نهید [و آزادشان کنید] و یا [آنها را] بازفروشید- به مال یا معاوضه اسیران- تا جنگ بارهاى خود را بنهد- به پایان رسد-. این است [فرمان خدا]، و اگر خدا مىخواست از آنان کین مىستاند- بىآنکه شما را فرمان جنگ دهد- و لیکن خواست تا برخىتان را به برخى بیازماید. و کسانى که در راه خدا کشته شدند، کردارهاشان را هرگز گم و تباه نمىکند}
و سپس خود تهیهکننده فیلم را در حال حرکت نشان میدهد و در یک مصاحبه کوچک اظهار میدارد که ترسی از ترور شدن ندارد. سپس تصویر یک زندانی به نام محمد که میگوید: اگر بتوانم از زندان خارج شوم و دوباره فرصتی باشد، همان کاری را خواهم کرد که در دوم نوامبر انجام دادم. به خدا قسم همان کار را خواهم کرد.
تصاویری از مردی که قرآن را در یک دست دارد و شمشیر را در دست دیگر و سپس صحنههایی از قمهزنی. سپس قطعه نصف و نیمهای از سخنرانی یک مرد عربستانی که میگوید: خانهها و افراد جوان باید قربانی شوند. گلو شکافته و جمجمه خرد گردد. این راه پیروزی است. شهادت!
بعد تلاوت آیهای از قرآن (فتربصوا...) توسط یک نفر با ماسک صورت به لهجه عربی و مردانی که به همراهیش ایستادهاند و سپس با چاقو اقدام به بریدن سر قربانی مورد محاکمه خود میکند. و صدای ناله او و اینکه سرش را نشان میدهد که بریده شده و به همه نشان داده میشود.
ترتیل سوره نساء آیه 89: وَدُّواْ لَوْ تَکْفُرُونَ کَمَا کَفَرُواْ فَتَکُونُونَ سَوَاءً فَلَا تَتَّخِذُواْ مِنهُْمْ أَوْلِیَاءَ حَتىَ یهَُاجِرُواْ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَ لَا تَتَّخِذُواْ مِنهُْمْ وَلِیًّا وَ لَا نَصِیرًا {ترجمه: دوست مىدارند که کاش شما نیز مانند آنها کافر شوید تا یکسان باشید. پس، از آنان دوستانى مگیرید تا در راه خدا هجرت کنند. پس اگر [از اسلام و هجرت] روى برتافتند، هر جا آنان را یافتید دستگیرشان کنید و بکشیدشان، و از آنان کسى را دوست و یاور مگیرید}
مصاحبه با ایرانی که میگوید اگر کسی از دین اسلام به دین مسیحیت درآید باید به اعدام محکوم شود. و سخنرانی مرد عربی که میگوید اسلام بالاتر از یهود و مسیحیت، بودایی و هندویی است و تنها قانون مورد پذیرش خداوند اسلام است.
قسمت دوم فایل فیلم با آدرس
http://www.youtube.com/watch?v=7ZUTloCxQ_Q&feature=related
خانمی نشان داده شده که یک مانتوی دراز پوشیده که از سر تا نوک پا را گرفته و فقط دو چشم او دیده میشود. او در حال انتقال فرزندش با یک کالسکه است. سپس زنان مسلمان دیگری نشان داده میشود که به درجات مختلف دارای حجاب هستند (روسری و...). در همین حال آمار مسلمانان در هلند را از سال 1909 تاکنون مورد بررسی قرار میدهد. 54 نفر در 1909، 1390 نفر در 1960، 458000 نفر در 1990، 944000 نفر در 2004 که همگی بصورت نمودار میلهای مقایسه میشوند. آمار مسلمین در اروپا در سال 2007: 54،000،000 نفر.
در ادامه با مردی مصاحبه میشود که میگوید: اگر مادر یا خواهرم ارتباط جنسی با فرد دیگری داشته باشد، آنها را هم خواهم کشت. سپس مصاحبه با یا عالم مسلمان در هلند که میگوید: در هلند هر فرد اجازه دارد که که زنای محصنه و یا همجنس بازی (با مرد) کند ولی اسلام آن را نوعی جرم میداند.
سپس قطعه دیگری از یک سخنرانی عربی که به تقبیح عقاید سیاسی مستخرج از ذهن بشری نظیر لیبرالیسم، دموکراسی، سوسیالیسم میپردازد. سپس صحبت او قطع شده و سخنرانی فرد دیگری را مطرح میکند که موضوع صحبتش وجوب سنگسار کردن فردی است که زنا و... انجام داده است. همزمان افرادی را نشان میدهد که چشمانشان بسته شده و قرار است اعدام شوند (کمااینکه اعدام شدنشان را نیز نشان میدهد) و روی آنها مینویسد: gay یعنی جرم این افراد لواط بوده است. سپس پسر کوچکی را نشان میدهد که در حال قمه زنی است و از شمشیر و قمهاش خون میریزد. پدری که بر سر طفل کوچکش قمه میزند و مادری که با لبخند خود این کار را انجام میدهد. سپس صحنه قتلی که سر بریده خانم روسری داری به گوشهای انداخته شده است. یا خانمی که او را نشاندهاند و اسلحه را در پس سرش گذاشتهاند.
در ادامه قطعات بریده بریده روزنامه با عناوین مختلف نشان داده شده است و آنها را برگرفته از نشریات مسلیمن میداند مثل: ما با آزادی بیان موافق نیستیم چراکه ما دموکراسی را تقبیح میکنیم. بیشتر جوانان مغرب ضد غرب هستند. اقدام انتحاری علیه... . همایش حماس در رتردام. تعلیمات مبارزاتی در آموزش ابتدایی. در کشور مغرب اقدام کننده لواط را در آب میاندازند. امام (نمیدانم که را میگوید) خواستار خشونت بیشتری علیه لواطگران است. انجام دهنده لواط را از ساختمانهای بلند پرت کنید. هلند را ایالت مسلمین کنید. مسلمانان مانع از امدادرسانی پزشکان مرد به زنان میشوند. القائده برای ویلدر (تهیه کننده فیلم) مجازات اعدام را خواستار است.
و یک خط در میان گزارش بمب گذاری را میدهد. گویا بمبگذاری با انگیزه واکنش عملی به این تیترهاست. و
تیتری با عنوان «قوانین کشتار درقرآن» ظاهر میشود و سپس متن قرآن که دستی یک صفحه آن را انتخاب کرده و میخواهد آن را پاره کند. ناگهان زمینه فیلم سیاه شده و صدای پاره شدن صفحهای به گوش میرسد. سپس متنی نوشته میشود که: صدای پاره شدن صفحه مربوط به برداشتن صفحهای از یک دفترچه بود.
ادامه متن: این وظیفه من نیست بلکه مسلمین خود باید آیاتی از قرآن را تنفرآور است باید از قرآن حذف کنند. مسلمین میخواهند راهی پیدا کنند که شما مسلمان شوید ولی خود اسلام به شما راه نمیدهد. دولت اصرار دارد که به مسلمین احترام بگذارید ولی اسلام احترامی برای شما قایل نیست. اسلام میخواهد با فرامین رد و قبول خود، تمدن غربی ما را نابود کند. در 1945 نازیسم در اروپا شکست خورد. در 1989 کمونیسم در اروپا شکست خورد. و اکنون ایدئو لوژی اسلامی باید شکست بخورد. اسلامیزه کردن را متوقف کنید. از آزادی خودمان دفاع کنیم.
جمله اخیر به مدت بیشتری نمایش داده میشود. در نهایت به نخستین صحنه فیلم برمیگردد و شمارش معکوس را از 3 ثانیه شروع و در پایان فتیله روشن روی سر کارتون منفجر میشود.
پایان فیلم
نکات قابل تأمل:
الف. خشونت اسلام ذاتی و برگرفته از آیات قرآن میباشد.
ب. اسلام خطر جدی برای یهودیان است.
ج. اسلام تهدیدی برای آزادیهای جنسی است.
2. خشونت اسلامی: بنده درصدد بازگویی حدود و صغور خشونت در اسلام نیستم و یقیناً بضاعت کافی علمی نیز در این مورد ندارم. ولی فرض میگیرم که تعالیم اسلامی خشن و خالی از رحمت است (انگار نه انگار که پیامبر کل اهل مکه و حتی سرسخت ترین معاندان را فقط بصرف اسلام ظاهری آنها، مرود عفو و مرحمت خود قرارداد و هیچگاه راضی به نفرین برخی معاندان سرسخت نشد و هیچگاه انتقام گیرنده نبود). آنچه به واقع در زندانهای سری و شکنجهگاههای غربی نظیر ابوغریب، گوانتانامو، افغانستان و... اتفاق میافتد هولناکتر و خطرناکتر است یا خشونت اسلامی! در طول صد سال اخیر مسلمانان چند نفر غربی را کشتهاند و غربیها بطور مستقیم و غیرمستقیم چند مسلمان را کشته یا از هستی ساقط کردهاند (مصداق بارز مورد اخیر، تولید مواد روانگردان و انواع مواد اعتیادآور و سلاحهای میکروبی و شیمیایی و ... است).
آنچه امروز به نام سنبل تروریسم معرفی میشود، گروه القائده است که خاستگاه و اسپانسرهای مالی آن جای مطالعه و تحقیق دارد. همچنین اسنادی که حاکی از مطلع بودن برخی افراد از وقوع حادثه 11سپتامبر و مرخصی گرفتن همه کارمندان یهودی در آن روز خاص، عدم تطابق تکههای یافت شده هواپیما در مقایسه با مدل اعلام شده هواپیما، نصب دوربین فیلمبرداری جهت پوشش خبری و... همگی جای تأمل دارد. خشونت چیزی است که قبل از تولد نحس القائده - این ولد مجهول النسب - سابقه نداشت.
اعلام علمای مسلمانان اعم از سنی و شیعه هیچگاه کشتار و بمبگذاری را تجویز نمیکنند.
اللهم صل علی محمد و آل محمد
در این روز اول سالی خواستم هم یه عرض ارادت و تبریک داشته باشم و هم یه کادوی خوشگل خدمت شما تقدیم کنم. حدیثی است از صادق آل محمد علیهم السلام که در کتاب شریف منلایحضرهالفقیه (ج : 1 ص : 333) آمده است. شماره روایت 979:
وَ رَوَى أَحْمَدُ بْنُ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَرِیزٍ عَنْ مُرَازِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع: سَجْدَةُ الشُّکْرِ وَاجِبَةٌ عَلَى کُلِّ مُسْلِمٍ تُتِمُّ بِهَا صَلَاتَکَ وَ تُرْضِی بِهَا رَبَّکَ وَ تَعْجَبُ الْمَلَائِکَةُ مِنْکَ وَ إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا صَلَّى ثُمَّ سَجَدَ سَجْدَةَ الشُّکْرِ فَتَحَ الرَّبُّ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى الْحِجَابَ بَیْنَ الْعَبْدِ وَ بَیْنَ الْمَلَائِکَةِ فَیَقُولُ یَا مَلَائِکَتِی انْظُرُوا إِلَى عَبْدِی أَدَّى فَرْضِی وَ أَتَمَّ عَهْدِی ثُمَّ سَجَدَ لِی شُکْراً عَلَى مَا أَنْعَمْتُ بِهِ عَلَیْهِ مَلَائِکَتِی مَاذَا لَهُ عِنْدِی قَالَ فَتَقُولُ الْمَلَائِکَةُ یَا رَبَّنَا رَحْمَتُکَ ثُمَّ یَقُولُ الرَّبُّ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى ثُمَّ مَاذَا لَهُ فَتَقُولُ الْمَلَائِکَةُ یَا رَبَّنَا جَنَّتُکَ ثُمَّ یَقُولُ الرَّبُّ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى ثُمَّ مَاذَا فَتَقُولُ الْمَلَائِکَةُ یَا رَبَّنَا کِفَایَةُ مُهِمِّهِ فَیَقُولُ الرَّبُّ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى ثُمَّ مَاذَا قَالَ وَ لَایَبْقَى شَیْءٌ مِنَ الْخَیْرِ إِلَّا قَالَتْهُ الْمَلَائِکَةُ فَیَقُولُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یَا مَلَائِکَتِی ثُمَّ مَاذَا فَتَقُولُ الْمَلَائِکَةُ رَبَّنَا لَاعِلْمَ لَنَا قَالَ فَیَقُولُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى أَشْکُرُ لَهُ کَمَا شَکَرَ لِی وَ أُقْبِلُ إِلَیْهِ بِفَضْلِی وَ أُرِیهِ وَجْهِی
قَالَ مُصَنِّفُ هَذَا الْکِتَابِ رَحِمَهُ اللَّهُ مَنْ وَصَفَ اللَّهَ تَعَالَى ذِکْرُهُ بِالْوَجْهِ کَالْوُجُوهِ فَقَدْ کَفَرَ وَ أَشْرَکَ وَ وَجْهُهُ أَنْبِیَاؤُهُ وَ حُجَجُهُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ وَ هُمُ الَّذِینَ یَتَوَجَّهُ بِهِمُ الْعِبَادُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِلَى مَعْرِفَتِهِ وَ مَعْرِفَةِ دِینِهِ وَ النَّظَرُ إِلَیْهِمْ فِی یَوْمِ الْقِیَامَةِ ثَوَ