جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 3 مرداد 1387 ساعت 00:56 AM

سلام

یه مدتی دوره آموزش نظامی حقیر شروع شده است و لذا فرصت نگارش و از آن مهمتر متاسفانه فرصت استفاده از بیانات دوستان را ندارم. به بزرگی خودتون ببخشید.

خبردار

الله

سپاس سردار

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 10 تیر 1387 ساعت 7:33 PM

الف

به مسلمانان وعده داده شده است که به یکی از دو پیروزی نائل خواهند شد: مقاتله با دشمن نامدار، تصرف مال التجاره قریش (مطابق یا آیه 7 سوره مبارکه انفال).

کدام وعده را می­پسندیم؟

نظرات مختلف است.

شاید کسی مانند شیخین بگویند: یا رسول اللَّه این لشکر، لشکر قریش است، همان قریش متکبر که تا بوده کافر بوده‏اند، و تا بوده با عزت و قدرت زندگى کرده‏اند، علاوه، ما از مدینه که بیرون شدیم براى جنگ بیرون نشدیم، و از نظر قوا و اسلحه آمادگى نداریم. و در حدیث ابى حمزه دارد که وى گفت: من این راه را بلدم، عدى (بطورى که مى‏گوید) در فلان جا قافله قریش را دیده، اگر این قافله راه خود را پیش گیرند ما نیز راه خود را پیش گیریم درست بر سر چاه بدر به یکدیگر مى‏رسیم.  که حضرت قولش را نپسندید و فرمود: بنشین، و او نشست.

یا مانند برخی مهاجران مؤمن حضرتش عرض کنند: یا رسول اللَّه این لشکر، لشکر قریش متکبر است، و لیکن ما به تو ایمان آورده و تو را تصدیق نموده‏ایم، و شهادت داده‏ایم بر اینکه آنچه که تو آورده‏اى حق است، به خدا سوگند اگر بفرمایى تا در زبانه‏هاى آتش پر دوام چوب درخت غضا برویم و یا در انبوه تیغ هراس درآییم درمى‏آییم و تو را تنها نمى‏گذاریم، و ما آنچه را که بنى اسرائیل در جواب موسى گفتند که:" تو و پروردگارت بروید ما اینجا نشسته‏ایم" در جوابت بر زبان نمى‏آوریم، بلکه مى‏گوییم: آنجا که پروردگارت امر کرده برو ما نیز همراه تو مى‏آییم، و در رکابت مى‏جنگیم، رسول خدا (ص) در مقابل این گفتارش جزاى خیرش داد.

و یا مانند آن انصار جان و دلباخته عرضه دارند: پدر و مادرم به قربانت اى رسول خدا! ما به تو ایمان آوردیم، و تو را تصدیق کردیم، و شهادت دادیم بر اینکه آنچه بیاورى حق و از ناحیه خدا است، بنا بر این به آنچه که مى‏خواهى امر کن (تا با دل و جان امتثال کنیم) و آنچه که مى‏خواهى از اموال بگیر و هر قدر مى‏خواهى براى ما بگذار، به خدا سوگند اگر دستور دهى تا در این دریا فرو شویم امتثال نموده و تنهایت نمى‏گذاریم، و از خدا امیدواریم که از ما به تو رفتارى نشان دهد که مایه روشنى دیدگانت باشد، پس بى درنگ ما را حرکت بده که برکت خدا همراه ما است.

اگر بخواهیم ریاضی­وار قدرت نظامی را محاسبه کنیم و موازنه سود و زیان راه بیاندازیم، خطاب سنگین «بنشین» را از حضرت عالم پناه رسول اکرم (ص) خواهیم شنید. و چه سنگین است: «بنشین».

خدایا وقتی بارقه­ها و تلألؤ دنیا اینگونه چشمها را خیره می­کند، انسان را مألوه و واله می­کند، چه امیدی به راست فکری ما در عصر ظهور حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می­توان داشت؟!

 

ب

امر رسول خدا (ص) همان اوامر تشریعی حضرت رب­العالمین است. اوامر تکوینی خداوند تبارک و تعالی که بصورت «کن فیکون» اجرا می­شود یعنی کلمه الله «کن» مساوی ایجاد شیء است. ولی اوامر تشریعی در قالب آئین و مذهب و کلمات حضرت رسول اکرم (ص) به ما اعلام می­شود. گویا حضرت حق اجازه فرموده است تحقق کلمات تشریعی­اش بواسطه بندگانش درگاهش تحقق پذیرد. (وَ یُرِیدُ اللَّهُ أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَ یَقْطَعَ دابِرَ الْکافِرِین‏ /انفال*7)

ج

مسلمین استغاثه به خداوند متعال نمودند و او تعالی برای امداد، بشارت و اطمینان قلبی آنان، هزار ملائکه را به یاری آنان گسیل داشت. آنچه موجب نزول این ملائکه شد، چیزی نبود جز: 1. ایمان اوّلیّه مؤمنین به امر تشریعی حضرت رسول اکرم (ص) 2. استغاثه به درگاه خداوندی.

اگر انسان در بدو تصمیم و در حین اجرای کار مرضی حق یگانه اتکاء و اتکالش حضرت حق بود، پیروزی با اوست.

د

آیا ملائکه جنگیدند؟ بشهادت آیه 12 همین سوره و اسناد تاریخی که بیشتر کشته­شدگان بدست حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و بقیه نیز هر کدام توسط اشخاص معینی از مسلمین کشته شدند و جمع مقتولین کفار نیز 70 نفر بیشتر نبود، معلوم می­شود که حضور ملائکه فقط برای تثبیت قلوب مؤمنین بود. پس اگر کسی مؤمن بود (مانند سعد بن معاذ)، اگر هم در امر ایفای وظیفه مشکلی بود، با استغاثه به محضر حضرت حق و امداد او حل خواهد شد.

ه

عامل پیروزی چه بود؟

الف- ایمان قلبی                ب- امداد ملائکه                ج- استغاثه با ذکر و اوراد                 د- هیچکدام

...

...

...

...

وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّه‏

فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُم‏

وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللَّهَ رَمى‏

و

از جمله امدادهای الهی در جنگ بدر: { إِذْ یُغَشِّیکُمُ النُّعاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَ یُنَزِّلُ عَلَیْکُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِیُطَهِّرَکُمْ بِهِ وَ یُذْهِبَ عَنْکُمْ رِجْزَ الشَّیْطانِ وَ لِیَرْبِطَ عَلى‏ قُلُوبِکُمْ وَ یُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدامَ (11) إِذْ یُوحی‏ رَبُّکَ إِلَى الْمَلائِکَةِ أَنِّی مَعَکُمْ فَثَبِّتُوا الَّذینَ آمَنُوا سَأُلْقی‏ فی‏ قُلُوبِ الَّذینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْناقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ کُلَّ بَنانٍ (12)}

خوابی سبک که خستگی و اضطراب را فرو نشاند، آبی پاک که طهارت را امکانپذیر سازد، ربط قلوب، تثبیت اقدام، القاء رعب در قلب کفار، تشجیع مسلمین با این دستور که: درست کله و یا دست و پایشان را بزنید (یعنی موقع ضربه زدن چنان بجنگید که آنها در دستتان گرفتارند و قهر و غلبه با شماست) همگی مثالهایی از امداد خفیه و آشکار خداوند بود. بعبارت دیگر اگر انسان توانست متوکلانه و مستغیثانه قدم پیش بگذارد خدا با دل انسان کار می­کند. یا مقلب القلوب و الابصار و یا محول الحول و الاحوال.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
جمعه 10 خرداد 1387 ساعت 5:27 PM

 

وَ إِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذِینَ کَفَرُواْ لِیُثْبِتُوکَ أَوْ یَقْتُلُوکَ أَوْ یخُْرِجُوکَ  وَ یَمْکُرُونَ وَ یَمْکُرُ اللَّهُ  وَ اللَّهُ خَیرُْ الْمَکِرِینَ(30)

آنچه از آیه 30 سوره مبارکه انفال برمی­آید، خداوند با مکر خویش کفار مکار را گیج و منگ کرد. طوریکه دیگر نتوانند عزیز العالمین محمد مصطفی صلی الله علیه و آله را مورد ترور قرار دهند. وقتی انسان می­شنود که خدا می­گوید من نیز مکر می­کنم، علاقمند می­شود ببیسند مکر خدا چگونه است؟ از چه ابزاری استفاده می­کند؟

به ماجرای لیله المبیت برگردیم:

  1. برای اینکه کفار متوجه غیبت پیامبر اکرم ص از منزلشان نشوند، علی علیه السلام در خانه ایشان سکنی گزیدند. مشرکان زمانی متوجه خروج پیامبر شدند که پیامبر قبلا رفته بود و علی را بجای خود در بستر خواب گذاشته بود یعنی اینگونه آنها مقداری زمان را از دست دادند و نمی­دانستند پیامبر چه مدت قبل خارج شده و از آنها فاصله گرفته است.
  2. پیامبر بجای شمال مکه (به سمت مدینه) به سمت جنوب مکه و غار ثور حرکت کرد. یعنی به اشتباه انداختن کفار از لحاظ مسیر حرکت.
  3. آن بزرگوار سه شب در غار بسر برد یعنی از لحاظ تاریخ زمانی حرکت و مسافت بین خود و کفار، آنان را حسابی گیج کرده بود.
  4. تنیدن شدن تار غلیظی توسط عنکبوت در دهانه غار.
  5. لانه داشتن و تخم گذاشتن کبوتر در آنجا.
  6. دستور پیامبر ص به علی ع  در خصوص رد امانات. انگار او دیگر رفته است و از دست شما مشرکان خارج شده و من به جانشینی او، رد اموال  و امانات انجام می­دهم.

در شب چهارم یعنی زمانی پیامبر اکرم ص هجرت را آغاز نمود که مشکران مأیوس از یافتن او، سه شبانه روز تلاش بی ثمر و خسته و در خواب بودند. نجات پیامبر نه با معجزات آنچنانی و جادو و جنبل که بسیار معمولی بود. یعنی زندگی در جریان بود ولی چینش وقایع چنان برای کفار ملهم شد که بجای راهیابی بر حیرتشان افزود. این کارها همه از ناحیه پیامبر اکرم ص بود. ولی خداوند آنها را مستند به خود می­داند و این سیستم مکر را کار خودش می­داند.

اگر با دید لامؤثر فی الوجود الا الله، و لا حول و لا قوه الا بالله ، و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی نگاه کنیم همه­اش کار خدا بود. ولی اگر با نگاه دنیا بین خویش به تحلیل بنشینیم، خواهیم گفت:

پیامبر با ترفند خودش از دست کفار نجات یافت!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 2 خرداد 1387 ساعت 4:51 PM

فَکِیدُونىِ جَمِیعًا ثُمَّ لَا تُنظِرُونِ (55) إِنىّ‏ِ تَوَکلَّْتُ عَلىَ اللَّهِ رَبىّ‏ِ وَ رَبِّکمُ  مَّا مِن دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ ءَاخِذُ  بِنَاصِیَتهَِا  إِنَّ رَبىّ‏ِ عَلىَ‏ صِرَطٍ مُّسْتَقِیمٍ(56) فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقَدْ أَبْلَغْتُکمُ مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَیْکمُ‏ْ  وَ یَسْتَخْلِفُ رَبىّ‏ِ قَوْمًا غَیرَْکمُ‏ْ وَ لَا تَضُرُّونَهُ شَیًْا  إِنَّ رَبىّ‏ِ عَلىَ‏ کلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ حَفِیظٌ(57)

 

حضرت هود علی نبینا و علیه السلام در راه ایفای وظیفه الهی خود چنان دل پرتوان و شجاعی دارد که یک تنه در مقابل کفار می­ایستد و می­فرماید: همه شما جمع شوید و علیه من توطئه کنید و اصلاًً مراعات مرا نکنید. وقتی من به خدایی توکل کرده­ام که رب من و رب شماست و هیچ جنبنده­ای در عالم نیست مگر اینکه در گرو ید قدرت اوست،هر چه می­خواهید بر علیه من انجام دهید. وقتی خداوندگار من نگهدار من است، شما چکاره­اید؟ اومی­تواند قوم شما را که به این جمعیت بی جماعتتان سخت می­نازید، نابود سازد و قوم دیگری را بجای شما پدید آورد در حالیکه هیچ آسیب و ضرری به او نمی­رسد.

شاید برای امثال بنده که حتی در عمل به وازین حق نیز منتظر تأیید دیگران هستم و می­خواهم در ازای عمل به حق حتماً تشویق شوم و قدر و ارجم بالاتر رود، قابل فهم نباشد ک پشت گرمی به خداوند متعال رب العالمین انسان را به چه مرتبه­ای ارتقاء می­دهد که ترس را در مقابل چشمانش به دار می­آویزند. ولی او قهقهه­ای نثار کینه توزان آلوده مردار دنیا سر می­دهد و می­گوید: علیه من اصلاً کم نگذارید. او پشت و پناه من است.

اگرکلّ عالم کافر به اوتعالی باشند، هود مؤمن به الله است و ذره­ای در توکلش کاستی نمی­گیرد. او خود را وقف وظیفه رسالت نموده است. نه با کسی غرض شخصی دارد و نه چیزی. آنچه می­گوید مبتنی بر وظیفه رسالت است.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 12 اردیبهشت 1387 ساعت 6:02 PM

در باب دهم از کتاب شریف کلیات حدیث قدسی در ضمن حدیث قدسی خطاب به حضرت عیسی مسیح علیه السلام آمده است: «یَا عِیسَى کَمْ أُطِیلُ النَّظَرَ وَ أُحْسِنُ الطَّلَبَ وَ الْقَوْمُ فِی غَفْلَةٍ لَا یَرْجِعُونَ تَخْرُجُ الْکَلِمَةُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ لَا تَعِیهَا قُلُوبُهُمْ یَتَعَرَّضُونَ لِمَقْتِی وَ یَتَحَبَّبُونَ إِلَى الْمُؤْمِنِین‏»

(در بعض نسخ: « یَتَحَبَّبُونَ بِقُرْبِی إِلَى الْمُؤْمِنِین» آمده است)

(ای عیسی چقدر چشم به راه باشم و حسن طلب نشان دهم و مردم غافلانه بسویم بازنگردند. کلامی از دهانشان خارج می­شود که در دلشان جایی ندارد. متعرض خشم من می­شوند ولی با بندگان با محبت رفتار می­کنند.)

 

خدایا

به حرمت ما شیطان را امر به سجده نمودی و او سجده نکرد. و ما نه تو را، که شیطان را ولیّ خویش قرار دادیم!

تو ما را بر دیگران برتری دادی و ما دیگران را بر تو!

تو به انزال مکرر و سابغ نعمات حسن طلب نشان دادی و ما با عصیان مکرر خود، دلزدگی و لجاجتمان را ثابت کردیم!

تو عزیزترین کسان خود را برای هدایت ما فرستادی و ما بر غفلت عمیق خود پافشارتر!

تو ما را خواندی و ما را به قرآن خود مخاطب ساختی وما همه را خواندیم غیر تو!

تو را در آستان کلام پرستیدیم و تو در بارگاه دل منتظرمان بودی!

تو ما را در گوشه­ای از عدم پیدا کردی و ما را به یاد آوردی و ما تو را که از گردن نزدیکترمان بودی نیافتیم!

تو بی نیازانه ما را جستی و ما نیازمندانه تو را نجستیم!

 

و...

لو علم المدبرون کیف اشتیاقی بهم لماتوا شوقاً

 

 

یا رب محمد و علی

یا رب فاطمه

علیهم السلام

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه شنبه 20 فروردین 1387 ساعت 8:08 PM

تفسیر نمونه، ج‏18، ص: 116-126

قُلْ إِنَّ رَبِّی یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ یَقْدِرُ لَهُ

بگو پروردگار من روزى را براى هر کس از بندگانش بخواهد گسترده یا محدود مى‏کند

وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ

آنچه را در راه خدا انفاق کنید خداوند جاى آن را پر مى‏کند و او بهترین روزى دهندگان است

 

جمله" فَهُوَ یُخْلِفُهُ": (او جایش را پر مى‏کند) تعبیر جالبى است که نشان مى‏دهد آنچه در راه خدا انفاق گردد در حقیقت یک تجارت پر سود است، چرا که خداوند عوض آن را بر عهده گرفته، و مى‏دانیم هنگامى که شخص کریمى عوض چیزى را بر عهده مى‏گیرد رعایت برابرى و مساوات نمى‏کند بلکه چند برابر و گاه صد چندان مى‏کند. البته این وعده الهى منحصر به آخرت و سراى دیگر نیست. آنچه در جاى خود مسلم است، در دنیا نیز با انواع برکات جاى انفاقها را به نحو احسن پر مى‏کند.

جمله" هُوَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ" (او بهترین روزى دهندگان است) معناى گسترده‏اى دارد و از ابعاد مختلف قابل دقت است.

او از همه روزى دهندگان بهتر است به خاطر اینکه مى‏داند چه چیز ببخشد و چه اندازه روزى دهد که مایه فساد و تباهى نگردد، چرا که به همه چیز عالم است. او هر چه بخواهد مى‏تواند اعطاء کند چرا که به هر چیز قادر است.

او در برابر آنچه مى‏بخشد پاداش و جزائى نمى‏خواهد چرا که غنى بالذات است.

او حتى بدون درخواست مى‏دهد چرا که از همه چیز با خبر است و حکیم است.

بلکه در حقیقت هیچکس جز او «روزى دهنده» نیست، چرا که هر کس هر چه دارد از او است و هر کس چیزى به دیگرى مى‏دهد «واسطه انتقال روزى» است، نه روزى دهنده. این نکته نیز قابل دقت است که او در برابر اموال «فانى» نعمتهاى «باقى» مى‏دهد، و در مقابل «قلیل»، «کثیر» مى‏بخشد.

...

نکته‏ها:

1.  انفاق مایه فزونى است نه کمبود

تعبیرى که در آیات فوق در مورد انفاق خواندیم که فرمود هر چیزى را که در راه خدا انفاق کنید خداوند جاى آن را پر مى‏کند تعبیرى است بسیار پر معنى.

اولا: از این نظر که" شى‏ء" به معنى وسیع کلمه، تمام انواع انفاقها را اعم از مادى و معنوى، کوچک و بزرگ، به هر انسان نیازمند اعم از صغیر و کبیر، همه را شامل مى‏شود، مهم اینست که انسان از سرمایه‏هاى موجود خود در راه خدا ببخشد به هر کیفیت و به هر کمیت باشد.

ثانیا: انفاق را از مفهوم فنا بیرون مى‏آورد، و رنگ بقا به آن مى‏دهد، چرا که خداوند تضمین کرده با مواهب مادى و معنوى خود که چندین برابر و گاه هزاران برابر- و حد اقل ده برابر است- جاى آن را پر کند، و به این ترتیب شخص انفاق کننده هنگامى که با این روحیه و این عقیده به میدان مى‏آید دست و دل‏بازترى خواهد داشت، او هرگز احساس کمبود و فکر فقر به مغز خود راه نمى‏دهد، بلکه خدا را شکر مى‏گوید که او را موفق به چنین تجارت پرسودى کرده است.

همان تعبیرى که قرآن مجید در آیه 10 و 11 سوره صف فرموده است یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلى‏ تِجارَةٍ تُنْجِیکُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِیمٍ- تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ:" اى کسانى که ایمان آورده‏اید آیا شما را به تجارت پرسودى که از عذاب دردناک رهائیتان مى‏بخشد راهنمایى بنمایم؟- ایمان به خدا و پیامبرش بیاورید و در راه خدا با اموال و جانهایتان جهاد کنید این براى شما بهتر است اگر مى‏دانستید".

در روایتى از پیغمبر گرامى اسلام مى‏خوانیم که فرمود:

ینادى مناد کل لیلة لدوا للموت! و ینادى مناد ابنوا للخراب! و ینادى مناد اللهم هب للمنفق خلفا. و ینادى مناد اللهم هب للممسک تلفا! و ینادى مناد لیت الناس لم یخلقوا. و ینادى مناد لیتهم اذ خلقوا فکروا فیما له خلقوا!:

در هر شب منادى آسمانى ندا مى‏دهد بزائید براى مردن! و منادى دیگرى ندا مى‏دهد بنا کنید براى ویرانى! و منادى ندا مى‏دهد خداوندا! براى آنها که انفاق مى‏کنند عوضى قرار ده. و منادى دیگرى ندا مى‏کند خداوندا! براى آنها که امساک مى‏کنند تلفى قرار ده! و منادى دیگرى مى‏گوید: اى کاش مردم آفریده نمى‏شدند! و منادى دیگرى صدا مى‏زند اى کاش اکنون که آفریده شدند، اندیشه مى‏کردند که براى چه آفریده شده‏اند. (منظور از این منادیها که ندا مى‏دهند فرشتگانند که به فرمان خدا تدبیر امور این عالم مى‏کنند)

در حدیث دیگرى از آن حضرت مى‏خوانیم:

من ایقن بالخلف سخت نفسه بالنفقه (کسى که یقین به عوض و جانشین داشته باشد در انفاق کردن سخاوتمند خواهد بود). همین معنى از امام باقر ع و امام صادق ع نیز نقل شده است.

اما مساله مهم اینست که انفاق از اموال حلال و مشروع باشد که خدا غیر آن را قبول نمى‏کند و برکت نمى‏دهد.

لذا در حدیثى از امام صادق ع مى‏خوانیم: شخصى خدمتش عرض کرد دو آیه در قرآن است که هر چه من به سراغ آن مى‏روم آن را نمى‏یابم (و به محتواى آن نمى‏رسم).

امام فرمود کدام آیه است. عرض کرد نخست این سخن خداوند بزرگ است که مى‏گوید: ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ:" مرا بخوانید تا دعاى شما را مستجاب کنم" من خدا را مى‏خوانم‏ اما دعایم مستجاب نمى‏شود! فرمود: آیا فکر مى‏کنى خداوند عز و جل وعده خود را تخلف کرده؟

عرض کرد نه.

فرمود پس علت آن چیست؟

عرض کرد نمى‏دانم.

فرمود ولى من به تو خبر مى‏دهم:

من اطاع اللَّه عز و جل فیما امره من دعائه من جهة الدعاء اجابه (کسى که اطاعت خداوند متعال کند در آنچه امر به دعا کرده و جهت دعا را در آن رعایت کند اجابت خواهد کرد)

عرض کرد: جهت دعا چیست؟ فرمود نخست حمد خدا مى‏کنى، و نعمت او را یادآور مى‏شوى، سپس شکر مى‏کنى بعد درود بر پیامبر ص مى‏فرستى، سپس گناهانت را به خاطر مى‏آورى اقرار مى‏کنى و از آنها به خدا پناه مى‏برى، و توبه مى‏نمایى، اینست جهت دعا! سپس فرمود: آیه دیگر کدام است؟

عرض کرد: این آیه است که مى‏فرماید: وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ اما من در راه خدا انفاق مى‏کنم ولى چیزى که جاى آن را پر کند عائد من نمى‏شود! امام ع فرمود: فکر مى‏کنى خداوند از وعده خود تخلف کرده؟!

عرض کرد: نه.

فرمود: پس چرا چنین است؟

عرض کرد نمى‏دانم.

فرمود: لو ان احدکم اکتسب المال من حله، و انفقه فى حله، لم ینفق درهما الا اخلف علیه (اگر کسى از شما مال حلالى به دست آورد و در راه حلال انفاق کند هیچ درهمى را انفاق نمى‏کند مگر اینکه خدا عوضش را به او مى‏دهد)

2. اموال خود را بیمه الهى کنید:

یکى از مفسران در اینجا تحلیل جالبى دارد مى‏گوید:

عجب این است که تاجر هنگامى که بداند یکى از اموالش در معرض تلف است حاضر است آن را حتى به صورت نسیه بفروشد، هر چند طرف فقیر باشد، مى‏گوید: این بهتر از این است که بگذارم و نابود شود.

و اگر تاجرى در چنین شرایطى اقدام به فروش اموالش نکند تا نابود شود او را" خطا کار" مى‏شمرند! و اگر در چنین شرائطى خریدار سرمایه‏دارى پیدا شود و به او نفروشد او را" بى‏عقل" معرفى مى‏کنند.

و اگر علاوه بر همه اینها خریدار با داشتن تمکن مالى همه گونه وثیقه بسپارد و سند قابل اطمینانى نیز بنویسد در عین حال به او نفروشد" دیوانه" اش مى‏خوانند! ولى تعجب در این است که همه ما این کارها را انجام مى‏دهیم و هیچکس آن را جنون نمى‏شمرد! زیرا تمام اموال ما قطعا در معرض زوال است و خواه ناخواه از دست ما بیرون خواهد رفت، و انفاق کردن در راه خدا یک نوع وام دادن به او است، و ضامنى بسیار معتبر یعنى خداوند بزرگ فرموده: وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ:" هر چه را انفاق کنید عوضش را مى‏دهد" و در عین حال املاک خود را نزد ما گروگان گذاشته، چرا که هر چه در دست انسان است عاریتى از ناحیه اوست (و محکمترین سندها از کتب آسمانى در این زمینه در اختیار ما نهاده).

اما با همه اینها بسیارى از ما اموال خود را انفاق نمى‏کنیم و مى‏گذاریم‏ از دستمان برود، نه اجرى داریم و نه شکرى.

3. وسعت مفهوم" انفاق"

براى اینکه بدانیم مفهوم" انفاق" تا چه حد در اسلام گسترده است کافى است حدیث زیر را مورد توجه قرار دهیم:

پیغمبر گرامى اسلام ص فرمود: «کل معروف صدقه، و ما انفق الرجل على نفسه و اهله کتب له صدقة، و ما وقى به الرجل عرضه فهو صدقة، و ما انفق الرجل من نفقة فعلى اللَّه خلفها، الا ما کان من نفقه فى بنیان او معصیة»

ترجمه: هر کار نیکى به هر صورت باشد صدقه و انفاق در راه خدا محسوب مى‏شود (و منحصر به انفاقهاى مالى نیست). و هر چه انسان براى حوائج زندگى خود و خانواده خود صرف مى‏کند صدقه نوشته مى‏شود. و آنچه را که انسان آبروى خود را با آن حفظ مى‏کند صدقه محسوب مى‏گردد. و آنچه را انسان در راه خدا انفاق مى‏کند عوض آن را به او خواهد داد مگر چیزى که صرف بنا شود (همچون بناى خانه!) یا در راه معصیت صرف گردد. (استثناء خانه ممکن است از این نظر باشد که عین آن باقى است به علاوه مردم بیشترین توجهشان به آن است)

                     

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
جمعه 16 فروردین 1387 ساعت 9:23 PM

فیلم فتنه (fitna)

http://www.youtube.com/watch?v=

5kcev1K-NOc

فیلم ابتدا با شمارش معکوس از 15 دقیقه شروع می شود که در واقع کل مدت فیلم است. این شمارش در سمت راست فیلم و در سمت چپ کاریکاتور پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله و لعن الله علی اعدائه) دیده می­شود که بر روی سر کارتون، یک فتیله بمب روشن و در حال سوختن است.

سپس آیه 60 سوره انفال (وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ {ترجمه: و آماده کنید براى (کار زار با) ایشان هر چه را مى‏توانید از نیرو و از اسبان بسته شده که بترسانید با آن دشمن خدا و دشمن خود را و دیگران را از غیر ایشان که شما آنان را نمى‏شناسید و خدا مى‏شناسد}) بصورت ترتیل آورده شده و در صحنه بعد چگونگی اصابت هواپیمای مسافربری به یکی از برجهای تجاری نشان داده می­شود. همزمان مکالمه خانمی با فرد دیگر پخش می­گردد که در حال احواپرسی بود ولی ناگهان خبر از سوخته شدنش می­دهد. و نیز ترس و واهمه و فرار مردم اطراف برج.

 

جمله­ای از مکالمه بین دو نفر ناشناس که: بمب را در محل مورد نظر (قطار) مستقر کردم پخش می­شود و سپس صدای 2 انفجار، فریاد مردم، آتش و دود. سپس قطعه کوچکی از سخنان یک عالم سنی نمایش داده شده که می­گوید خداوند خشنود است وقتی غیرمسلمانان کشته می­شوند (Allah is happy). سخنران دیگر از اهمیت نابود کردن کفار (infidels) و مشرکین (polythesis) سخن می­گوید و دعا می­کند که همه دشمنان خدا و دشمنان دین نابود گردند. و سپس صحنه­های دلخراشی از آسیب دیدگان بمبگذاری نشان داده شده است. سوختگی صورت و پا و صف کشتگان.

تلاوت ترتیل سوره نساء آیه 56: إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ بَِایَتِنَا سَوْفَ نُصْلِیهِمْ نَارًا کلَُّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُم بَدَّلْنَهُمْ جُلُودًا غَیرَْهَا لِیَذُوقُواْ الْعَذَابَ  إِنَّ اللَّهَ کاَنَ عَزِیزًا حَکِیمًا(56)  {ترجمه: محققا کسانى که به آیات ما کفر ورزیدند به زودى داخل آتششان مى‏کنیم که هر نوبت پوستشان چروک شود پوستى دیگر بر تنشان مى‏کشیم، تا عذاب را هم چنان بچشند، که خدا مقتدرى است شکست ناپذیر، و در عین حال حکیم}

بعد سخنرانی که می­گوید: اگر محمد به امتش دستور دهد این یهودی پشت سر مرا بکشید (همزمان شمشیری هم در دست دارد)، ما سر او را قطع می­کنیم. در این لحظه شمشیر از نیام بیرون می­کشد و ندای الله اکبر سخنران و حاضرین صحنه را پر می­کند. الله اکبر، الله اکبر، الجهاد فی سبیل الله، الجهاد فی سبیل الله.

مصاحبه با کودک خردسالی که یهودیان را دوست ندارد چون آنها را برایش میمون و خوک معرفی کرده­اند. و اذعان می­دارد که این مطلب در قرآن آمده و او از قرآن یادگرفته است. سپس صحنه کشیده شدن یک انسان لخت بر روی زمین و همزمان صحنه ای از انفجار مهیب که اتوبوس و خودروهای اطرافی را متلاشی کرده است. و سخنرانی که می­گوید یهودیان باید ذبح شوند. و کودکان اسرائیلی که در حال تمرینات نظامی هستند. و پلاکاردهایی که توسط افراد نقاب به چهره نمایش داده شده­اند با عنوانهای: برای هولوکاست واقعی آماده باشید، خدا هیتلر را رحمت کند.

صحنه­ای از سان نیروهای چریکی با نقاب سیاه رنگ که همانند هیتلر یک دست را بالا گرفته­اند و نوجوانان بسیجی ایرانی که پشت سر روحانیون در صفهای متعدد ایستاده و دست را به همان نحو بالا گرفته­اند.

تلاوت ترتیل سوره 47 آیه 4: فَإِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُواْ فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتىَّ إِذَا أَثخَْنتُمُوهُمْ فَشُدُّواْ الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنَّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِدَاءً حَتىَ‏ تَضَعَ الحَْرْبُ أَوْزَارَهَا  ذَلِکَ وَ لَوْ یَشَاءُ اللَّهُ لاَنتَصَرَ مِنهُْمْ وَ لَکِن لِّیَبْلُوَاْ بَعْضَکُم بِبَعْضٍ  وَ الَّذِینَ قُتِلُواْ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ فَلَن یُضِلَّ أَعْمَلَهُمْ {ترجمه: پس چون با کافران [در کارزار] روبرو شدید، گردنها [شان‏] را بزنید تا آنگاه که [با کشتنشان‏] بر آنها چیره شوید پس [اسیر گیرید و] بند را استوار کنید- تا نگریزند- آنگاه یا منّت نهید [و آزادشان کنید] و یا [آنها را] بازفروشید- به مال یا معاوضه اسیران- تا جنگ بارهاى خود را بنهد- به پایان رسد-. این است [فرمان خدا]، و اگر خدا مى‏خواست از آنان کین مى‏ستاند- بى‏آنکه شما را فرمان جنگ دهد- و لیکن خواست تا برخى‏تان را به برخى بیازماید. و کسانى که در راه خدا کشته شدند، کردارهاشان را هرگز گم و تباه نمى‏کند}

و سپس خود تهیه­کننده فیلم را در حال حرکت نشان می­دهد و در یک مصاحبه کوچک اظهار می­دارد که ترسی از ترور شدن ندارد. سپس تصویر یک زندانی به نام محمد که می­گوید: اگر بتوانم از زندان خارج شوم و دوباره فرصتی باشد، همان کاری را خواهم کرد که در دوم نوامبر انجام دادم. به خدا قسم همان کار را خواهم کرد.

تصاویری از مردی که قرآن را در یک دست دارد و شمشیر را در دست دیگر و سپس صحنه­هایی از قمه­زنی. سپس قطعه­ نصف و نیمه­ای از سخنرانی یک مرد عربستانی که می­گوید: خانه­ها و افراد جوان باید قربانی شوند. گلو شکافته و جمجمه خرد گردد. این راه پیروزی است. شهادت!

بعد تلاوت آیه­ای از قرآن (فتربصوا...) توسط یک نفر با ماسک صورت به لهجه عربی و مردانی که به همراهیش ایستاده­اند و سپس با چاقو اقدام به بریدن سر قربانی مورد محاکمه­ خود می­کند. و صدای ناله او و اینکه سرش را نشان می­دهد که بریده شده و به همه نشان داده می­شود.

ترتیل ­سوره نساء آیه 89: وَدُّواْ لَوْ تَکْفُرُونَ کَمَا کَفَرُواْ فَتَکُونُونَ سَوَاءً  فَلَا تَتَّخِذُواْ مِنهُْمْ أَوْلِیَاءَ حَتىَ‏ یهَُاجِرُواْ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ  فَإِن تَوَلَّوْاْ فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ  وَ لَا تَتَّخِذُواْ مِنهُْمْ وَلِیًّا وَ لَا نَصِیرًا {ترجمه: دوست مى‏دارند که کاش شما نیز مانند آنها کافر شوید تا یکسان باشید. پس، از آنان دوستانى مگیرید تا در راه خدا هجرت کنند. پس اگر [از اسلام و هجرت‏] روى برتافتند، هر جا آنان را یافتید دستگیرشان کنید و بکشیدشان، و از آنان کسى را دوست و یاور مگیرید}

مصاحبه با ایرانی که می­گوید اگر کسی از دین اسلام به دین مسیحیت درآید باید به اعدام محکوم شود. و سخنرانی مرد عربی که می­گوید اسلام بالاتر از یهود و مسیحیت، بودایی و هندویی است و تنها قانون مورد پذیرش خداوند اسلام است.

 

قسمت دوم فایل فیلم با آدرس

http://www.youtube.com/watch?v=7ZUTloCxQ_Q&feature=related

خانمی نشان داده شده که یک مانتوی دراز پوشیده که از سر تا نوک پا را گرفته و فقط دو چشم او دیده می­شود. او در حال انتقال فرزندش با یک کالسکه است. سپس زنان مسلمان دیگری نشان داده می­شود که به درجات مختلف دارای حجاب هستند (روسری و...). در همین حال آمار مسلمانان در هلند را از سال 1909 تاکنون مورد بررسی قرار می­دهد. 54 نفر در 1909، 1390 نفر در 1960، 458000 نفر در 1990، 944000 نفر در 2004 که همگی بصورت نمودار میله­ای مقایسه می­شوند. آمار مسلمین در اروپا در سال 2007: 54،000،000 نفر.

در ادامه با مردی مصاحبه می­شود که می­گوید: اگر مادر یا خواهرم ارتباط جنسی با فرد دیگری داشته باشد، آنها را هم خواهم کشت. سپس مصاحبه با یا عالم مسلمان در هلند که می­گوید: در هلند هر فرد اجازه دارد که که زنای محصنه و یا همجنس بازی (با مرد) کند ولی اسلام آن را نوعی جرم می­داند.

سپس قطعه دیگری از یک سخنرانی عربی که به تقبیح عقاید سیاسی مستخرج از ذهن بشری نظیر لیبرالیسم، دموکراسی، سوسیالیسم می­پردازد. سپس صحبت او قطع شده و سخنرانی فرد دیگری را مطرح می­کند که موضوع صحبتش وجوب سنگسار کردن فردی است که زنا و... انجام داده است. همزمان افرادی را نشان می­دهد که چشمانشان بسته شده و قرار است اعدام شوند (کمااینکه اعدام شدنشان را نیز نشان می­دهد) و روی آنها می­نویسد: gay یعنی جرم این افراد لواط بوده است. سپس پسر کوچکی را نشان می­دهد که در حال قمه زنی است و از شمشیر و قمه­اش خون می­ریزد. پدری که بر سر طفل کوچکش قمه می­زند و مادری که با لبخند خود این کار را انجام می­دهد. سپس صحنه قتلی که سر بریده خانم روسری داری به گوشه­ای انداخته شده است. یا خانمی که او را نشانده­اند و اسلحه را در پس سرش گذاشته­اند.

در ادامه قطعات بریده بریده روزنامه با عناوین مختلف نشان داده شده است و آنها را برگرفته از نشریات مسلیمن می­داند مثل: ما با آزادی بیان موافق نیستیم چراکه ما دموکراسی را تقبیح می­کنیم. بیشتر جوانان مغرب ضد غرب هستند. اقدام انتحاری علیه... . همایش حماس در رتردام. تعلیمات مبارزاتی در آموزش ابتدایی. در کشور مغرب اقدام کننده لواط را در آب می­اندازند. امام (نمی­دانم که را می­گوید) خواستار خشونت بیشتری علیه لواط­گران است. انجام دهنده لواط را از ساختمانهای بلند پرت کنید. هلند را ایالت مسلمین کنید. مسلمانان مانع از امدادرسانی پزشکان مرد به زنان می­شوند. القائده برای ویلدر (تهیه کننده فیلم) مجازات اعدام را خواستار است.

و یک خط در میان گزارش بمب گذاری را می­دهد. گویا بمبگذاری با انگیزه واکنش عملی به این تیترهاست. و

تیتری با عنوان «قوانین کشتار درقرآن» ظاهر می­شود و سپس متن قرآن که دستی یک صفحه آن را انتخاب کرده و می­خواهد آن را پاره کند. ناگهان زمینه فیلم سیاه شده و صدای پاره شدن صفحه­ای به گوش می­رسد. سپس متنی نوشته می­شود که: صدای پاره شدن صفحه مربوط به برداشتن صفحه­ای از یک دفترچه بود.

ادامه متن: این وظیفه من نیست بلکه مسلمین خود باید آیاتی از قرآن را تنفرآور است باید از قرآن حذف کنند. مسلمین می­خواهند راهی پیدا کنند که شما مسلمان شوید ولی خود اسلام به شما راه نمی­دهد. دولت اصرار دارد که به مسلمین احترام بگذارید ولی اسلام احترامی برای شما قایل نیست. اسلام می­خواهد با فرامین رد و قبول خود، تمدن غربی ما را نابود کند. در 1945 نازیسم در اروپا شکست خورد. در 1989 کمونیسم در اروپا شکست خورد. و اکنون ایدئو لوژی اسلامی باید شکست بخورد. اسلامیزه کردن را متوقف کنید. از آزادی خودمان دفاع کنیم.

جمله اخیر به مدت بیشتری نمایش داده می­شود. در نهایت به نخستین صحنه فیلم برمی­گردد و شمارش معکوس را از 3 ثانیه شروع و در پایان فتیله روشن روی سر کارتون منفجر می­شود.

پایان فیلم

نکات قابل تأمل:

  1. ظاهراً سه موضوع محوری بیشتر مورد توجه فیلم ساز است:

الف. خشونت اسلام ذاتی و برگرفته از آیات قرآن می­باشد.

ب. اسلام خطر جدی برای یهودیان است.

ج. اسلام تهدیدی برای آزادی­های جنسی است.

2. خشونت اسلامی: بنده درصدد بازگویی حدود و صغور خشونت در اسلام نیستم و یقیناً بضاعت کافی علمی نیز در این مورد ندارم. ولی فرض می­گیرم که تعالیم اسلامی خشن و خالی از رحمت است (انگار نه انگار که پیامبر کل اهل مکه و حتی سرسخت ترین معاندان را فقط بصرف اسلام ظاهری آنها، مرود عفو و مرحمت خود قرارداد و هیچگاه راضی به نفرین برخی معاندان سرسخت نشد و هیچگاه انتقام گیرنده نبود). آنچه به واقع در زندانهای سری و شکنجه­گاه­های غربی نظیر ابوغریب، گوانتانامو، افغانستان و... اتفاق می­افتد هولناکتر و خطرناکتر است یا خشونت اسلامی! در طول صد سال اخیر مسلمانان چند نفر غربی را کشته­اند و غربی­ها بطور مستقیم و غیرمستقیم چند مسلمان را کشته یا از هستی ساقط کرده­اند (مصداق بارز مورد اخیر، تولید مواد روانگردان و انواع مواد اعتیادآور و سلاحهای میکروبی و شیمیایی و ... است).

آنچه امروز به نام سنبل تروریسم معرفی می­شود، گروه القائده است که خاستگاه و اسپانسرهای مالی آن جای مطالعه و تحقیق دارد. همچنین اسنادی که حاکی از مطلع بودن برخی افراد از وقوع حادثه 11سپتامبر و مرخصی گرفتن همه کارمندان یهودی در آن روز خاص، عدم تطابق تکه­های یافت شده هواپیما در مقایسه با مدل اعلام شده هواپیما، نصب دوربین فیلمبرداری جهت پوشش خبری و... همگی جای تأمل دارد. خشونت چیزی است که قبل از تولد نحس القائده - این ولد مجهول النسب - سابقه نداشت.

اعلام علمای مسلمانان اعم از سنی و شیعه هیچگاه کشتار و بمب­گذاری را تجویز نمی­کنند.

  1. چه سرّی است که یک لائیک لیبرال سینه­چاک دین یهود شده است؟!!!
  2. بلی اسلام تهدید جدی برای دوستداران آزادیهای جنسی است. در این مورد پیشنهاد می­شود سابقه زندگی جناب فیلم ساز بیشتر بررسی شود. چرا او اینقدر نگران مجازات اسلامی برای لواط و زنای محصنه است. نکند.... . یقیناً با افزایش تعداد مسلمین افراد حیوان صفتی نظیر او احساس آرامش خاطر نخواهند داشت.
  3. می­گوید از اسلامیزه کردن  و تمدن غربیمان دفاع کنیم. واقعا آنچه او در این فیلم مطرح کرده محورها و ارکان تمدن غرب است: یهود پرستی و آزادی جنسی؟! این فیلم با این سطح نگرش توهین جدی به جامعه غربی است و بجاست که سردمداران غربی پاسخ دندان شکنی به این توهین و اتهام بدهند. البته بهتر است در این مورد نظرات جناب سارکوزی را جویا نشوید چون این خانم کارلا برونی بدجوری افتضاح بالا آورده و قرار است عکسهای تمام لخت او، همزمان با ورود ایشان در معیت ریاست جمهور فرانسه به انگلستان (بعنوان اولین سفر این زوج خوشبخت!) در حراجی آمریکا به فروش برسد!
  4. فیلم­ساز محترم پیش دستی کرده و از همین حالا آیه 56 سوره نساء که ان شاء الله در جهنم مفهوم آنرا خواهد فهمید را نیز در فیلم آورده تا سری هم به آینده بزند. گویا خیال کرده است این آیه دستوری است که مسلمانان بواسطه آن وظیفه کباب و سرخ کردن غربیان را برعهده دارند.
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنجشنبه 1 فروردین 1387 ساعت 08:10 AM

اللهم صل علی محمد و آل محمد

در این روز اول سالی خواستم هم یه عرض ارادت و تبریک داشته باشم و هم یه کادوی خوشگل خدمت شما تقدیم کنم. حدیثی است از صادق آل محمد علیهم السلام که در کتاب شریف من‏لایحضره‏الفقیه (ج : 1 ص : 333) آمده است. شماره روایت 979:

وَ رَوَى أَحْمَدُ بْنُ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَرِیزٍ عَنْ مُرَازِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع: سَجْدَةُ الشُّکْرِ وَاجِبَةٌ عَلَى کُلِّ مُسْلِمٍ تُتِمُّ بِهَا صَلَاتَکَ وَ تُرْضِی بِهَا رَبَّکَ وَ تَعْجَبُ الْمَلَائِکَةُ مِنْکَ وَ إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا صَلَّى ثُمَّ سَجَدَ سَجْدَةَ الشُّکْرِ فَتَحَ الرَّبُّ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى الْحِجَابَ بَیْنَ الْعَبْدِ وَ بَیْنَ الْمَلَائِکَةِ فَیَقُولُ یَا مَلَائِکَتِی انْظُرُوا إِلَى عَبْدِی أَدَّى فَرْضِی وَ أَتَمَّ عَهْدِی ثُمَّ سَجَدَ لِی شُکْراً عَلَى مَا أَنْعَمْتُ بِهِ عَلَیْهِ مَلَائِکَتِی مَاذَا لَهُ عِنْدِی قَالَ فَتَقُولُ الْمَلَائِکَةُ یَا رَبَّنَا رَحْمَتُکَ ثُمَّ یَقُولُ الرَّبُّ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى ثُمَّ مَاذَا لَهُ فَتَقُولُ الْمَلَائِکَةُ یَا رَبَّنَا جَنَّتُکَ ثُمَّ یَقُولُ الرَّبُّ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى ثُمَّ مَاذَا فَتَقُولُ الْمَلَائِکَةُ یَا رَبَّنَا کِفَایَةُ مُهِمِّهِ فَیَقُولُ الرَّبُّ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى ثُمَّ مَاذَا قَالَ وَ لَایَبْقَى شَیْ‏ءٌ مِنَ الْخَیْرِ إِلَّا قَالَتْهُ الْمَلَائِکَةُ فَیَقُولُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یَا مَلَائِکَتِی ثُمَّ مَاذَا فَتَقُولُ الْمَلَائِکَةُ رَبَّنَا لَاعِلْمَ لَنَا قَالَ فَیَقُولُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى أَشْکُرُ لَهُ کَمَا شَکَرَ لِی وَ أُقْبِلُ إِلَیْهِ بِفَضْلِی وَ أُرِیهِ وَجْهِی

قَالَ مُصَنِّفُ هَذَا الْکِتَابِ رَحِمَهُ اللَّهُ مَنْ وَصَفَ اللَّهَ تَعَالَى ذِکْرُهُ بِالْوَجْهِ کَالْوُجُوهِ فَقَدْ کَفَرَ وَ أَشْرَکَ وَ وَجْهُهُ أَنْبِیَاؤُهُ وَ حُجَجُهُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ وَ هُمُ الَّذِینَ یَتَوَجَّهُ بِهِمُ الْعِبَادُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِلَى مَعْرِفَتِهِ وَ مَعْرِفَةِ دِینِهِ وَ النَّظَرُ إِلَیْهِمْ فِی یَوْمِ الْقِیَامَةِ ثَوَ