وَ إِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذِینَ کَفَرُواْ لِیُثْبِتُوکَ أَوْ یَقْتُلُوکَ أَوْ یخُْرِجُوکَ وَ یَمْکُرُونَ وَ یَمْکُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیرُْ الْمَکِرِینَ(30)
آنچه از آیه 30 سوره مبارکه انفال برمیآید، خداوند با مکر خویش کفار مکار را گیج و منگ کرد. طوریکه دیگر نتوانند عزیز العالمین محمد مصطفی صلی الله علیه و آله را مورد ترور قرار دهند. وقتی انسان میشنود که خدا میگوید من نیز مکر میکنم، علاقمند میشود ببیسند مکر خدا چگونه است؟ از چه ابزاری استفاده میکند؟
به ماجرای لیله المبیت برگردیم:
- برای اینکه کفار متوجه غیبت پیامبر اکرم ص از منزلشان نشوند، علی علیه السلام در خانه ایشان سکنی گزیدند. مشرکان زمانی متوجه خروج پیامبر شدند که پیامبر قبلا رفته بود و علی را بجای خود در بستر خواب گذاشته بود یعنی اینگونه آنها مقداری زمان را از دست دادند و نمیدانستند پیامبر چه مدت قبل خارج شده و از آنها فاصله گرفته است.
- پیامبر بجای شمال مکه (به سمت مدینه) به سمت جنوب مکه و غار ثور حرکت کرد. یعنی به اشتباه انداختن کفار از لحاظ مسیر حرکت.
- آن بزرگوار سه شب در غار بسر برد یعنی از لحاظ تاریخ زمانی حرکت و مسافت بین خود و کفار، آنان را حسابی گیج کرده بود.
- تنیدن شدن تار غلیظی توسط عنکبوت در دهانه غار.
- لانه داشتن و تخم گذاشتن کبوتر در آنجا.
- دستور پیامبر ص به علی ع در خصوص رد امانات. انگار او دیگر رفته است و از دست شما مشرکان خارج شده و من به جانشینی او، رد اموال و امانات انجام میدهم.
در شب چهارم یعنی زمانی پیامبر اکرم ص هجرت را آغاز نمود که مشکران مأیوس از یافتن او، سه شبانه روز تلاش بی ثمر و خسته و در خواب بودند. نجات پیامبر نه با معجزات آنچنانی و جادو و جنبل که بسیار معمولی بود. یعنی زندگی در جریان بود ولی چینش وقایع چنان برای کفار ملهم شد که بجای راهیابی بر حیرتشان افزود. این کارها همه از ناحیه پیامبر اکرم ص بود. ولی خداوند آنها را مستند به خود میداند و این سیستم مکر را کار خودش میداند.
اگر با دید لامؤثر فی الوجود الا الله، و لا حول و لا قوه الا بالله ، و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی نگاه کنیم همهاش کار خدا بود. ولی اگر با نگاه دنیا بین خویش به تحلیل بنشینیم، خواهیم گفت:
پیامبر با ترفند خودش از دست کفار نجات یافت! |